صمد بهرنگی عاشق را خلاف جهت خاک کنید

صمد بهرنگی عاشق را خلاف جهت خاک کنید

نهم شهریور هر سال یاد صمد بهرنگی زنده می شود.

انسان بزرگی که معلمی بزرگ و آزادیخواهی بزرگ
بود و ناباورانه به ارس پیوست و زود رفت.

 

در همه این سالها آنها که از صمد بهرنگی یاد کرده .

سعی کرده اند
او را تنها نویسنده داستان های کودکان و خالق ماهی
سیاه کوچولو معرفی کنند.

صمد بهرنگی مقالات ارزنده
ای دارد که ارزش آنها از ماهی سیاه کوچولو کمتر
نیست و هنوز تازگی خود را از دست نداده است.

صمد
بهرنگی اندیشه ای بزرگ در سر داشت و با مطالعه
عمیقی که داشت خیلی خوب ترکیب نیروها و طبقات
اجتماعی را در انقلاب مشروطیت شناخت و آنها را
معرفی کرد.

در یکی از مقالات ارزنده صمد بهرنگی او
به موضوع بسیار مهمی اشاره می کند که کاش نسل
جوان آن زمان به ارزش آن پی می برد.

در سالگرد
مرگ او نگاهی به مقاله مزبور تحت عنوان در مرز علم
قدیمه و دانش نو می کنیم. )رجوع کنید به مجموعه
مقاله ها صفحه ۶۴ .

یکی از رازهای مهمی که باعث شکست انقلاب
مشروطیت و انحراف فکری آن نسل شد.

و ادامه یافت
و روشنفکران دیگر هم با افکار اشتباه و مسموم خود
آن را آبیاری کردند در همان مرز علوم قدیمه و دانش
نو است که به سراغ اروپا هم رفت.

اما اروپا پس از دو قرن توانست سالم کلیسا و کشیش
را کنار بگذارد از تفتیش عقاید آنها فرار کند.

صمد
بهرنگی به داستان جدال علوم قدیمه و دانش نو
اروپا پرداخته .

و آن را خواندنی معرفی کرده است او
اسکولاستیک را که سنگ راه دانش نو در اروپا بود
معرفی کرده و گفته است ممکن است .

افکار عقب
افتاده و ارتجاع کلیسا بتواند در مقطعی جلوی رشد
علم را بگیرد.

اما دانش نو چون سیلی شامخ و ستبر با
متانت به پیش می رود و مرزی و حدی جز حقیقت
نمی شناسد.

صمد بهرنگی حقیقت را هم معرفی می کند تا
خوانندگان برداشت اشتباهی نکنند و حقیقت را در
عالم معنوی و غیرمادی معرفی نکنند. حقیقت مورد
قبول علم باید با تجربه محک بخورد حقیقتی باشد که
در آزمایشگاهی و پشت دوربین های به نحوی به آن
رسیده است. امروز پشت دوربین ها برای ما بی معنی
است اما زمانی که ارتجاع با تمام قدرت ادعا می کرد
که زمین مرکز عالم است و خورشید دور زمین می
گردد و همه چیز ثابت و بدون تغییر است دانشمندان
با دوربین به جنگ با آن رفتند و اعلام کردند زمین
می گردد.
روشنفکران ما در دهه پنجاه و حتی چهل اغلب پیام
های فلسفی و علمی صمد را درک نمی کردند و او
را برای این دوست داشتند که با رژیم مخالف بود.
این دیدگاه یکی از عوامل مهم انحراف فکری بسیاری
از جوانان آن دوران شد که هنوز هم این اندیشه
وجود دارد.

گروهی با استفاده از این روحیه ناگهان
بدون پشتوانه علمی و داشتن جهانبینی علمی با چند
شعار ضدرژیم .

.

و دوختن آسمان و ریسمان به هم و
تبدیل عناصری از دوران عشیره ای به انقلابی های
دو آتشه آمریکای لاتین افکار جوانان را منحرف کردند.

و چگونگی رهایی دانش اروپایی و غرب را از چنگال
اسکولاستیک جدی نگرفتند و غرب را یکپارچه با
جنایت سرمایه داری یکی دانستند.

و این ها را کسانی
به جوانان القا کردند که زبان خارجه می دانستند و
عنوان دانشگاهی مهندس و دکتر داشتند و در ظاهر
طرفدار مدرنیته بودند اما فکر ضد مدرنیته داشتند.

صمد بهرنگی سعی کرد زوال علوم قدیمه و شکفتن
دانش نو.

را در اروپا نشان دهد و به فلسفه قرون وسطا
و تحجر حمله کرد.

مقاله های او را باید خواند و نمی
توان در یک مقاله بیان کرد.

مرگ صمد بهرنگی زمانی اتفاق افتاد که نام صمد
بهرنگی در محافل روشنفکری به عنوان یک معلم آگاه
مطرح بود.

و دیوار اعتماد بین مردم و حکومت هم
تخریب شده بود.

جهالت عناصر ساواک در دستگیری
بی موقع هواداران صمد و جمع کردن کتاب ها باعث
شد.

که مردم با یک مقاله آل احمد انگشت اتهام غرق
شدن .

صمد در رودخانه را به سوی نیروهای امنیتی
حکومت دراز کنند .

و مخالفان هم بهترین بهره برداری
را کردند و ده ها دانشجو در رابطه با همین وقایع
به زندان افتادند .

و رژیم نتوانست بی گناهی خود را
ثابت کند.

اما در واقع صمد بهرنگی غرق شده بود.

کتاب های صمد بهرنگی با استقبال روبه رو شد و شعر
“عاشق را خلاف جهت خاک کنید” معروف شد.

نظر شما درباره ی این نشریه چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *